تبليغاتX
✖ پسران جزیره آرزوها ✖ Iranain BoyZz ✖
designer:Ali Hoseini - www.Nesian.coo.ir
تصـــوير تصادفي
منوی کاربری

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
چت بامديـــــر
<
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
طراحی قالب.لوگو.تیتر فلش و...
Powered by:

Blogfa.Com

.:: تابلوي اعلانات و بنردوني ::.


۞ دهكده دانلود ۞


محل تبليغات شما . براي تبليغات با مدير وبلاگ تماس بگيريد

page counter

Sign by Danasoft - Get Your Free Sign

Sign by Danasoft - Get Your Free Sign

free counters PageRank
تأخیر سنی ازدواج در میان جوانان


 

از موضوعات مهمی كه می توان در حوزه جامعه شناسی خانواده آن را به عنوان مسئله ای اجتماعی تلقی نمود پدیده تأخیر سنی ازدواج در بین جوانان است . این موضوع صرف نظر از این كه یك معضل اجتماعی است می تواند به عنوان آسیب اجتماعی طرح گردد.
واقعیت این است كه خانواده  در مفهوم كلی خود پدیده ای تاریخی و جهانی است و در همه جا وجود دارد چرا كه به نیازهای افراد پاسخ می دهد و كمتر جامعه ای را می توان سراغ داشت كه دارای نهاد خانواده نبوده باشد، گرچه باید اذعان نمود این نهاد در مسیر شكل گیری خود تحولات متفاوتی را پشت سر گذاشته است. بنابراین می توان بیان نمود كه خانواده به عنوان نهادی اجتماعی دارای مجموعه ای از الگوهای رفتاری است كه به منظور برآورده ساختن نیازهای انسانی به وجود می آید. این نهاد به منظور برطرف نمودن بعضی از نیازهای انسانی دارای یك سری كاركردها است كه از جمله آنها موضوع ازدواج  و فراهم نمودن زمینه های وابسته بدان در بین اعضای خانواده است.


 

تحول در ساخت خانواده های «گسترده» به «هسته ای» نكته ای است كه تأثیر آن در زمینه الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج قابل مشاهده است. به گونه ای كه از الزام و اجبار هنجاری كه از سطح جامعه در قالب نیروهای بیرونی و چهره به چهره موجب می گردید كه فرد تحت فشار هنجاری در سنین مقرر یا حتی زودتر تن به ازدواج دهد كاسته و تبدیل به اختیار و گزینش فردی شده است. به عبارتی بازخواست های بزرگانه تبدیل به درخواست های جداگانه در زمینه ازدواج گردیده است.
در واقع میل به ازدواج از اصلی ترین و مهمترین نیازهای نوع انسانی در جامعه بشری است و چه بسا دختران و پسران  كه امید و آرزوی خود را در زندگی فردا می جستند حالا آن را پیش روی دارند و درصدد بهره برداری صحیح و دلپسند از زندگی می باشند. با این تفاوت كه خانواده های امروزی در مسیر تحولاتشان با دو تحول عمده ساختاری و كاركردی در این زمینه درگیر شده اند.تحول ساختاری بر این مبنا كه حوزه ساختاربندی قدرت در خانواده را تعیین می كند وحوزه كاركردی به وظایفی كه خانواده در طول حیات خود بر عهده داشته است اشاره می كند. در راستای این تحولات است كه جامعه شناسان مسیر تحولات خانواده را از خانواده های «گسترده» به «هسته ای» شناسایی كرده اند. به گونه ای كه خانواده ی گسترده متشكل از اشخاصی است كه به علت بستگی های نسبی و خونی با یكدیگر مرتبط هستند و فرزندان همراه خانواده هایشان با پرداختن به حرفه و كار پدر در كنار هم به طور دسته جمعی زندگی می كنند؛ در حالی كه خانواده هسته ای ( كه فقط از شوهر، زن و فرزندان تشكیل شده ) دیگر توان نگهداری از فرزندان ازدواج كرده را ندارد و از طرفی فرزندان نیز تمایلی به سكونت در خانواده های پدری ندارند و زندگی مستقل و دور از خانواده را ترجیح می دهند. با این نگاه به خانواده و آسیب شناسی تحولات آن می توان مسئله تأخیر سنی ازدواج را در میان جوانان به شیوه نوینی تبیین نمود. چرا كه آنچه در جامعه امروزی ما مشهود است صحبت از تحول خانواده به سوی خانواده های هسته ای و در برخی مناطق در مرحله ی گذار از این وضعیت می باشد. با این توضیح مسئله تأخیر سنی ازدواج و سایر مسائل از قبیل افزایش طلاق  و ... را می توان در نوع ساختار و كاركرد نهاد خانواده آن هم در بعد هسته ای تشریح نمود. چرا كه نگاهی به گذشته خانواده های گسترده در ایران بیانگر آن است كه زودرسی سن ازدواج و منع اجتماعی طلاق و تكیه بر ازدواج های درون همسری از مسائل خانواده در آن زمان بوده است ولی امروزه در خانواده های هسته ای با تأخیر سنی ازدواج، تكرار و افزایش طلاق و تكیه بر ازدواج های برون همسری مواجه هستیم. در واقع حركت از این مرحله ما را به سوی تطور در همسر گزینی در خانواده ها رهنمون می سازد و بر این اساس می توان محورهای عمده ای را كه اقدام به ازدواج را در جامعه ممكن و مسئله ساز می نماید تشریح نمود.
این محورها عبارت اند از:

1 - الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج
تحول در ساخت خانواده های «گسترده» به «هسته ای» نكته ای است كه تأثیر آن در زمینه الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج قابل مشاهده است. به گونه ای كه از الزام و اجبار هنجاری كه از سطح جامعه در قالب نیروهای بیرونی و چهره به چهره موجب می گردید كه فرد تحت فشار هنجاری در سنین مقرر یا حتی زودتر تن به ازدواج دهد كاسته و تبدیل به اختیار و گزینش فردی شده است.
 مفهوم واقعی ازدواج ،پذیرش یك پایگاه جدید است. پایگاهی با مجموعه جدیدی از امتیازات و الزامات و نیز پذیرفته شدن از سوی افراد جامعه. این پذیرش از طریق نوعی تأیید اجتماعی به نام شعائر و مراسم ازدواج انجام می گیرد. مراسم ازدواج و سنت های مرتبط با آن در حقیقت ابزاری اند كه این نقش را علنی می سازند و درباره آن تبلیغ می كنند. هم از این حیث كه دو فرد در حال سرگیری ازدواج با یكدیگر هستند تا آنها را به جامعه معرفی كند و از حیث دیگر عده ای را به تدریج جامعه پذیر نماید تا آماده پذیرش این نقش در جامعه شوند.
به عبارتی بازخواست های بزرگانه تبدیل به درخواست های جداگانه در زمینه ازدواج گردیده است. این وضعیت موجب می گردد كه براساس آن زوجین در آنچه به عنوان بزرگترین اقدام در تعیین سرنوشت شان تلقی می شود حق تصمیم گیری و انتخاب به خودشان واگذار می شود و(نقش والدین را) تا حد تأیید نهایی تقلیل می دهند. در حالی كه در گذشته عمدتاً خانواده ها مبادرت بدین كار می كردند. در واقع در حال حاضر روی آوردن جوانان به ازدواج با فشار اجتماعی كمتر از سوی خانواده ها و نیز اختیار بیشتر خود آنها همراه است.
این كاسته شدن در الزام موجب به تأخیر افتادن سن ازدواج  می شود. از طرفی دور ماندن جوانان از خانواده ، زندگی در شهر و یا كشورهای خارجی و تحصیلات، به این تأخیر دامن می زند و بر تعداد افراد مجرد در جامعه افزوده می گردد.

2 - تأیید یا عدم تأیید اجتماعی در ازدواج
نكته دیگر این كه مفهوم واقعی ازدواج ،پذیرش یك پایگاه جدید است. پایگاهی با مجموعه جدیدی از امتیازات و الزامات و نیز پذیرفته شدن از سوی افراد جامعه. این پذیرش از طریق نوعی تأیید اجتماعی به نام شعائر و مراسم ازدواج انجام می گیرد. مراسم ازدواج و سنت های مرتبط با آن در حقیقت ابزاری اند كه این نقش را علنی می سازند و درباره آن تبلیغ می كنند. هم از این حیث كه دو فرد در حال سرگیری ازدواج با یكدیگر هستند تا آنها را به جامعه معرفی كند و از حیث دیگر عده ای را به تدریج جامعه پذیر نماید تا آماده پذیرش این نقش در جامعه شوند. بنابراین در واقع شاید در وهله اول، ازدواج را بتوان موضوعی فردی دانست ولی واقعیت ازدواج در عین این كه بین دو فرد صورت می گیرد می بایست مورد تصویب و تأیید جامعه قرار گیرد. در این باره «كلود لوی اشتروس» معتقد است كه «ازدواج برخورد دراماتیك طبیعت با فرهنگ است» به عبارتی جامعه می كوشد تا نیاز زیستی انسان را مهار كند و بدان برچسب فرهنگ بزند و از طریق مراسم مختلف آن را تنظیم نماید. در این راستا تأیید اجتماعی جامعه به همراه مراسم ازدواج هنجارهایی را برای فرد در نظر می گیرد تا از این طریق زمینه پذیرش زندگی آنها را فراهم كند.

نكته مهم آن است كه جوانان در رعایت هنجارهای مرتبط با مراسم و جشن های ازدواج با تفریط و ابهام روبه رو شده اند و یا برای گریز از آن به هنجارگرایی فردی دست می زنند. تغییر در معیارها و ارزش های خانواده موجب گردیده است افراد در طیف وسیعی از مراسم و جشن های ازدواج روستایی، شهری و مدرن گرفتار آیند كه خود انتظارات متفاوتی را از سوی طرفین طلب می كند. بنابراین وجود جشن های اجتماعی زیاد، متفاوت و در برخی موارد متناقض و رعایت آنها از سوی جوانان، ازدواج را با تأخیر روبه رو می سازد كه در قالب ایرادات و اشكالات خانواده ها خود را نشان می دهد كه رعایت هر یك از آنها زوجین را متحمل هزینه های فراوانی می نماید.

3 - حمایت یا عدم حمایت اجتماعی در ازدواج
در زمینه انجام ازدواج اگر پشتیبانی و حمایت خانواده از لحاظ فكری و اقتصادی  صورت نگیرد بر تعداد افراد مجرد در جامعه افزوده می شود. به عبارتی هر چه هزینه های حمایت اجتماعی خانواده در قالب كمك هایی چون : فراهم آوردن زمینه های ازدواج، همسریابی، رفتن به مراسم خواستگاری و پا پیش نهادن و ... از سوی والدین و دیگر اعضای خانواده، بیشتر باشد فرآیند همسر گزینی زودتر و راحت تر صورت می گیرد؛ در حالی كه به نظر می رسد در برخی موارد هر چه اقدام به ازدواج به صورت فردی و برخلاف نظر خانواده ها صورت گیرد، شخص می بایست هزینه اقتصادی بیشتری را از قبیل دادن مهریه بالا، گرفتن مراسم و جشن های فراوان در جهت جبران حمایت های خانوادگی قبول كند. در بعضی از موارد می توان گفت واگذاری بعضی از چنین حمایت هایی به سایر مؤسسات آموزشی و اقتصادی ،عقب نشینی خانواده را در انجام این وظایف میسر نموده است. مانند جشن های  ازدواج دانشجویی  كه به شیوه های حمایت های تشویقی، ترغیبی، مالی و حتی مشاوره ی همسریابی توسط برخی مؤسسات آموزشی و دانشگاهی به خاطر فقدان یا غیبت چنین كاركردی از خانواده است كه پذیرای چنین غرامتی شده اند. پس در این باره می توان نتیجه گرفت هر چه خانواده فرزندان خود را از حمایت های اجتماعی محروم سازد می بایست منتظر به عقب افتادن ازدواج آنها باشد و فرزندشان از لحاظ اقتصادی با مشكل روبه رو شود.

در پایان می توان نتیجه گرفت تغییرات در ساختار و كاركرد خانواده ها در جامعه ما موجب گردید كه در طول مرحله گذار یك سری از كاركردهای خود را از دست بدهد و به نهادهای دیگر بسپارد. در اینجاست كه نباید دیگر انتظار داستان هایی را داشت كه عقد دختر و پسرعموها را در آسمان می بندند، دیگر «خون بس» كارآمد نیست، مراسم خواستگاری  مبتنی بر طایفه و اقوام نمی باشد؛ بلكه عواملی چون تحصیلات، استقلال مالی و فكری و باز شدن فضاهای اجتماعی و خانوادگی موجب شده است كه اكثر ازدواج ها با تأخیر فراوان و به صورت مستقل باشد، دختران در زمان ازدواج بیشتر از پسران تحصیلات داشته باشند، پسرانی با پایگاه اقتصادی - اجتماعی پایین با دخترانی در طبقه اجتماعی بالا ازدواج كنند و ... اینها همه مؤید به هم ریختگی در نوعی از معیارهای همسر گزینی  در جامعه است كه نه راه بازگشت به معیارهای سنتی وجود دارد و نه معیارهای مناسبی با توجه به این وضعیت جدید قابل شناسایی هستند. ولی امید است در این به هم ریختگی و ابهام در معیارهای همسرگزینی، راهی برای خروج از این بحران پیدا شود تا در آینده سامان هنجاری ازدواج شكل نوینی به خود گیرد و از شدت  آسیب های اجتماعی  ناشی از تأخیر سنی ازدواج در جامعه بكاهد.
 

[+] نوشته شده توسط " * IRANIAN EMO AGENT *ALI EMO TAJ " ™ در 11:44 قبل از ظهر | |

آنجا که زندگی در مرگ است و آنجا که مرگ در زندگی است!

حضرت امام حسین (ع ) پس از مواجهه با سپاه حربن یزید ریاحی و ضمن گفتگو با او تعابیری بسیار عمیق و غنی و پیام
رسان درباره « شهادت » به کار می برند که نمونه ذیل یکی از آنها می باشد :
« لیس الموت فی سبیل العز الا حیاه خالده و لیست الحیاه مع الذل الا الموت الذی لا حیاه معه »
« مرگ سرخ در راه عزت چیزی نیست جز زندگی و حیات جاودان و زندگی همراه با ذلت چیزی نیست جز مرگی که فاقد حیات است و جز نابودی واقعیتی ندارد . »  
حضرت امام حسین (ع ) شهادت در راه خدا را نه مرگی همچون مرگ های طبیعی و متداول که مرگی خارق العاده و شگفت و زیبا می داند و تردیدی وجود ندارد که فرجام و حاصل نهایی این مرگ از جنبه معنوی و مرتبط با آخرت حیات و زندگانی جاودان و ابدی و سرشار از رضوان و خشنودی خدا و انواع نعمت ها و پاداش های الهی می باشد همان حیاتی که نه غم و اندوه و رنج و مرارت و بیماری و ضعفی بر آن مترتب است و نه قابل مقایسه با زندگی دنیا با تمام نعمت ها و لذت ها و خوشی های آن می باشد. این حیات ابدی و جاودانه با مرگ عزتمند ـ که در راه خدا و دارای درون مایه هایی از مجموعه تعالیم و فضایل و ارزش های والای الهی است و همه نیکی ها را یکجا در دل خود جمع آورده است ـ به دست می آید.

قرآن کریم به وضوح و صراحت به مرگ سرخ و عزتمندی که به حیات جاودان و سرشار از رزق و نعمت های الهی ختم می شود اینگونه اشاره می فرماید :
« ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون »
« و البته نپندارید که شهیدان راه خدا مردند بلکه زنده به حیات ابدی و جاودان شدند و در نزد خدا متنعم می باشند . »
در نگاه این آیه شریفه درباره شهادت و شهیدان « مرگ و نابودی » هیچ مفهوم و واقعیتی ندارد که شهادت در راه خدا « حیات و زندگی » است و شهیدان همواره زنده و پاینده اند و در نزد خدا از رزق و روزی های وصف ناپذیر و کامل و متنوع و لذت بخش بهره مند می باشند.
تردیدی وجود ندارد که چنین حیات جاودانه ای به راحتی و سهولت به دست نمی آید بلکه راه نیل به این مقام رفیع جهاد فی سبیل الله با کسانی است که زندگی دنیا را بر حیات ابدی آخرت رجحان و برتری دادند .  و چنین مجاهدت دیرپا و متداوم با مال و جان در راه خداست که فلاح و رستگاری همیشگی را برای انسان جهادگر به ارمغان می آورد و سرنوشت نهایی او را به خیر و سعادت و پیروزی ابدی ختم می نماید .
حضرت امام حسین (ع ) در نقطه مقابل مرگ سرخ مبتنی بر « عزت » که به حیات جاودان می انجامد زندگی مبتنی بر « ذلت » را مرگی می داند که فاقد حیات و جاودانگی می باشد و این دو در تقابل با یکدیگر و متضاد و متعارض با هم می باشند.
آیا این حقیقت زیبا و شگفت انگیز و بهجت زا نیست که « مرگ سرخ » در عین حال که به ظاهر مرگ پنداشته می شود حیات است و به « زندگی جاودان و ابدی » ختم می شود و زندگی ذلیلانه در همان حال که زنده بودن تلقی می گردد مرگ و نابودی است و هیچ حیاتی برای آن متصور نمی باشد
زندگی مبتنی بر « ذلت » چیست صاحبان آن چه کسانی هستند و چرا و چگونه چنین زنده بودنی مرگ است.
برای یافتن پاسخ این پرسش ها به جبهه مقابل امام حسین (ع ) بنگریم و اندیشه و افکار و رفتار و عملکردهای آنان را به مداقه بگذاریم . در جبهه باطل یزید و عبیدالله بن زیاد و عمربن سعد و شمر و سپاهیان جهل و جمود و جور و ستم را مشاهده می کنیم که در برابر جبهه حق یعنی امام حسین (ع ) و فرزندان و اصحاب فداکارش صف آرایی کرده اند.
جبهه باطل اسلام را همچون پوستین وارونه به تن کرده است و مفهوم این کلام این است که در جامعه اسلامی تحریف و بدعت و خرافه و جهل توسط بنی امیه و با تبلیغات آمیخته با مکر و نیرنگ و دروغ همه چیز را واژگون ساخته و تعالیم و قوانین و احکام اسلامی را متبدل نموده و مطابق با اهداف و امیال نظام جور یزیدی به بهره برداری های ناصواب و ناصحیح رسانده است .
پذیرش زندگی ذلت آوری که سران و عوامل و مهره ها و ماموران نظام اموی بر مردم جامعه تحمیل کرده بودند هر نوع حقی را باطل می نمایاند و هر باطلی را حق جلوه می داد. طبیعی است که این گونه زیستن هرگونه فساد و تباهی و ظلم و ستم و قتل و جنایتی را مباح و روا می سازد و به همین دلیل بود که همان مردمی که ادعای دیانت داشتند و سر بر سجده می گذاشتند و زبان به ذکر خدا به چرخش درمی آوردند در مقابل حضرت اباعبدالله الحسین (ع ) صف آرایی کردند و او و فرزندان و اصحابش را به قتل رساندند! همین مردم به ظاهر مسلمان و در اصل و واقع نامسلمان و مسخ شده « یزید » را « خلیفه خدا » و « جانشین پیامبر » می دانستند و امام حسین (ع ) را بی دین و خروج کرده علیه اسلام و خلیفه خدا یعنی یزید بن معاویه می پنداشتند!
بدیهی است به همان ترتیب که حضرت امام حسین (ع ) تصریح کردند زندگی ذلت آمیز چنین مردمی « مرگ » است آن هم مرگی که هیچ خیر و سعادت و حیاتی بر آن مترتب نمی باشد و فرجام آن دوزخ و عذاب رنجزای الهی است که نتیجه و ثمره و حاصل عملکرد تباه کسانی است که نخواستند « حقیقت » را دریابند و با اراده و اختیار خود « باطل » را برگزیدند و به تعارض با امام و پیشوای معصوم (ع ) و جبهه « حق » پرداختند.
این کلام ژرف امیرمومنان (ع ) که می فرماید : « کسی که در برابر فرزندان دنیا ذلت و خواری کند از جامه تقوا بیرون می رود » (? ) تصریحی است براین واقعیت غیرقابل انکار که ذلت در برابر اهل جور و فساد تسلیم و اطاعت در برابر آن ها را نتیجه می دهد و سرانجام موجب بیرون رفتن انسان از جامه و لباس تقوا می گردد. « تقوا » دارای موضوعات و ابعاد و گستردگی خاصی است که همه تعالیم و دستورات و احکام و ارزش های اسلامی را دربرمی گیرد و با این وصف رها کردن تقوا یعنی زیر پا نهادن تمامیت دین خدا و به دنبال آن خسران و عذاب ابدی و جاودان

منابع:

 فرهنگ سخنان امام حسین (ع )  
 غررالحکم     

[+] نوشته شده توسط " * IRANIAN EMO AGENT *ALI EMO TAJ " ™ در 11:44 قبل از ظهر | |

آیا زن عنصر گناه و شیطان كوچك است ؟!

زن مورد لعن ابدى خدا قرار گرفته است ، زیرا گناه از زن آغاز شد و به وسیله زن است كه ما مى میریم !!

گفته هاى بالا گوشه اى از بینش اعتقادى یهودیان درباره زن مى باشد كه وى را موجودى پست و سبب همه بدبختیها تلقى مى كنند، و بر این عقیده اند كه اولین كسى كه میوه ممنوعه را خورد و مرتكب گناه شد، زن بود و سبب اخراج حضرت آدم (ع ) بوده است .

در مسیحیت نیز مانند یهودیان ، زن را مسئول گناهكارى دانسته اند در سفر پیدایش جمله 11 و 12 چنین مى خوانیم : زنى را كه تو، به من دادى تا همراه من باشد، از میوه آن درخت به من داد و من آنرا خوردم .

بنابراین باعث سقوط آدم ، حوا گردید و در حقیقت او مسئول گناههاى بشر است و خدا ناگزیر شد تا تنها پسرش را به نام عیسى مسیح بفرستد تا به صلیب کشیده شود و با خون خودش گناهان بشر را كه زن مسئول آن است ، بشوید!!

هندوها، علاوه بر اینكه حتى حق حیات براى زن قائل نبوده و نیستند، معتقدند كه این فقط روح گناهكار است كه به صورت زن متولد مى شود.

زن مورد لعن ابدى خدا قرار گرفته است ، زیرا گناه از زن آغاز شد و به وسیله زن است كه ما مى میریم !!

گفته هاى بالا گوشه اى از بینش اعتقادى یهودیان درباره زن مى باشد كه وى را موجودى پست و سبب همه بدبختیها تلقى مى كنند، و بر این عقیده اند كه اولین كسى كه میوه ممنوعه را خورد و مرتكب گناه شد، زن بود و سبب اخراج حضرت آدم (ع ) بوده است .

در مسیحیت نیز مانند یهودیان ، زن را مسئول گناهكارى دانسته اند در سفر پیدایش جمله 11 و 12 چنین مى خوانیم : زنى را كه تو، به من دادى تا همراه من باشد، از میوه آن درخت به من داد و من آنرا خوردم .

بنابراین باعث سقوط آدم ، حوا گردید و در حقیقت او مسئول گناههاى بشر است و خدا ناگزیر شد تا تنها پسرش را به نام عیسى مسیح بفرستد تا به صلیب کشیده شود و با خون خودش گناهان بشر را كه زن مسئول آن است ، بشوید!!

هندوها، علاوه بر اینكه حتى حق حیات براى زن قائل نبوده و نیستند، معتقدند كه این فقط روح گناهكار است كه به صورت زن متولد مى شود.

 از دیدگاه بودائیان نیز، طبق گفته مورخ معروف وسترمارك همه زنها دامهاى اغوا كننده و فریبنده شیطان هستند كه براى مردها گسترده و نیروى فریبندگى در نهاد زنها با خطرناكترین شكل مجسم شده است به طورى كه مردها را شیفته و فریفته خود مى سازند و همین فریبندگى زنها است كه فكر عالمى را كور مى كند.

با این بینش ، بزرگترین ستم ها را نسبت به زن ، (یكى از دو ركن اساسى جامعه بشرى ) روا داشته اند و اساس سایر اهانتها و ستمها را پى ریزى كرده اند و از این طریق ، ضرب المثلها و آداب و رسوم غلطى را در میان جوامع مرسوم نموده اند تا آنجا كه در بسیارى از نقاط جهان ، خود زن به این تهمتها تن در داده و اینگونه به استضعاف كشیده شده است .

از دیدگاه قرآن 

قرآن مجید، قاطعانه و صریح ، زن را از این تهمت تبرئه نموده از مقام او دفاع مى كند و خط بطلان بر روى این افسانه ها كشیده است قرآن مى فرماید:

1. (پس گفتیم اى آدم در حقیقت این شیطان دشمن تو و همسرت مى باشد.)

2.... (به راستى كه این شیطان دشمن هر دوى شما است .)

3. (آنگاه شیطان آن دو را به فریب و غفلت راهنمائى كرد، پس هنگامى كه از آن درخت چشیدند، پنهانى هاى آنان آشكار گردید و بر آن شدند كه از برگ درختان بهشت استفاده كرده خود را بپوشانند و خدا آنان را مخاطب قرار داده فرمود آیا من شما دو نفر را از این درخت نهى نكردم و نگفتم كه بى شك این شیطان سخت دشمن شما است ؟!)

در تمام خطابها، هردو نفر مخاطب هستند و هرگز یكى از آنان را وسیله شیطان و عنصر گناه و فریب ، معرفى نمى كند

آفرینش زیباى زن و مرد 

بدون تردید، ارزش وجودى زن ، از ارزش وجودى مرد، جدا نیست و هیچكدام ذاتا عامل بدبختى یا عنصر گناه نیستند بلكه هر كدام در همین شرایط وجودى كه هستند، هیچگونه نقص در آنها نیست و به زیباترین نحو و شایسته ترین شكل آفریده شده اند

جهان چون خد و خال و چشم و ابروست

كه هر چیزى به جاى خویش نیكو است

زن و مرددر این نظام احسن به حق آفریده شده و به زیباترین وجه آفریده شده اند، منتهى همچنانكه تنه ها و شاخه هاى درختان ، تنومند و خشن هستند و باید هم چنین باشند، شقایقها زیبا، ظریف و لطیف مى باشند، در زندگى انسانى نیز مثل مرد و زن ، به آن گونه است .

غرور و خود خواهى مرد؟ 

ناظم نظام احسن ، زیبا تنظیم كرده است و اگر خوب بنگرى چیزى جز زیبائى نخواهى یافت و این غرور و خودخواهى است كه بگوئیم چرا شقایقها به این اندازه خوشرنگ و زیبا هستند؟ چرا توجه مرا جلب مى كنند؟ جرا ارغوان ، گلسرخ و یا سمن ، در میان گیاهان به این اندازه جلوه دارند، چرا اینقدر خوشبو هستند كه باید من بروم و یك دامن بچینم ؟ این گناه گل است كه زیبا است یا گناه تو است كه نمى گذارى زیبا، زیبا بماند؟ و با تجاوزگرى آن را پژمرده ، افسرده و نابودش مى كنى ؟ تو خود را در یاب و زیبائى را تحقیر نكن ، تو خود بدان كه چگونه و كى باید از گل بهره برد؟ كه اگر چنین كردى هرگز گلهاى معصوم را گنهكار فرض نخواهى كرد.

تو اگر مبتلا به بیمارى زكام هستى و بوى خوش گل به مشامت نمى سازد، خود را معالجه كن و به رائحه گل بد مگو كه اگر خود را معالجه كنى و با دیده و مشام سالم به گل بنگرى و بو كنى و تقواى دل و دیده داشته باشى ، آنگاه هر چه را مى بینى خوبى و زیبائى مى بینى و در مقابل ناظمش كرنش و تواضع مى كنى و تبارك الله احسن الخالقین مى گوئى !

آرى زن عنصر گناه و شیطان كوچك نیست و این توئى كه گناه آلود مى نگرى و شیطان گونه از وجود او سوء استفاده مى كنى !

منبع : كتاب شخصیت زن از دیدگاه قرآن

[+] نوشته شده توسط " * IRANIAN EMO AGENT *ALI EMO TAJ " ™ در 11:39 قبل از ظهر | |

حضور زنان نظامی اسرائیل در حمله زميني به غزه

حضور زنان نظامی اسرائیل در حمله زميني به غزه


حملات توپخانه‌اي رژيم صهيونيستي در حالي آغاز شد كه مردم غزه در تاريكي به سر مي‌برند و حتي مواد غذايي لازم براي ادامه زندگي در دسترس ندارند.

"ايهود اولمرت"، نخست وزير، "ايهود باراك"، وزير جنگ، و "زيپي ليوني"، وزير خارجه رژيم صهيونيستي، نيز در نشستی حمله زميني را تصويب كردند.
 اين حمله همچنين در جلسه 12 روز پيش كابينه به تصويب رسيد.
نظاميان رژيم صهيونيستي در پي حملات خمپاره‌اي سنگين از غروب شنبه اقدام به تهاجم زميني به نوار غزه كردند. به گزارش از روزنامه صهيونيستي "يديعوت آحارونوت"، نيروهاي زميني ارتش رژيم صهيونيستي وارد شمال نوار غزه شدند و شماري گلوگه سنگين را به مناطق نزديك به مرز نوار غزه شليك كردند.
ارتش رژيم صهيونيستي اعلام كرد كه آغاز حمله زميني به منظور هدف قرار دادن تأسيسات جنبش مقاومت فلسطين (حماس) در نوار غزه صورت پذيرفت.
"ايهود اولمرت"، نخست وزير، "ايهود باراك"، وزير جنگ، و "زيپي ليوني"، وزير خارجه رژيم صهيونيستي، حمله زميني را تصويب كردند. اين حمله همچنين در جلسه 12 روز پيش كابينه به تصويب رسيد.
يگان‌هاي توپخانه‌اي ارتش رژيم صهيونيستي نوار غزه را هدف قرار دادند و هواپيماهاي جنگي اين رژيم نيز مردم بي‌دفاع غزه را بمباران كردند.
هواپيماهاي رژيم صهيونيستي نيز با انداختن يادداشت‌هايي از ساكنان نوار غزه خواستند كه خانه‌هاي خود را ترك كنند اما اين در حالي است كه نوار غزه كاملاً تحت محاصره نيروهاي اين رژيم قرار دارد و مردم اين منطقه هيچ راه فراري براي نجات خود ندارند.
سخنگوي رژيم صهيونيستي گفت كه نيروهاي اين رژيم با حمايت بالگردهاي خود يورشي را به نوار غزه آغاز كرده‌اند. روزنامه صهيونيستي "يديعوت آحارونوت" افزود نيروهاي زميني ارتش رژيم صهيونيستي از محور شمال غرب و جنوب وارد  نوار غزه شدند و در بین نیروهای پیاده نظام 250 سرباز زن هم حضور دارند. 

[+] نوشته شده توسط " * IRANIAN EMO AGENT *ALI EMO TAJ " ™ در 11:37 قبل از ظهر | |

باربی 50 ساله، سرگردان بین فمینیسم و سنت‌گرایی جنسی

«آیا باربی یک نماد فمنیستی است و به کار مدافعان حقوق زنان می‌آید؛ یا برای زنان مدرن بهتر است که از صفحه روزگار محو شود؟»

این سوال نظر سنجی گاردین است که در آستانه 50 سالگی این عروسک از مخاطبان پرسیده شده است. نتیجه نظر سنجی چنین است: 71 درصد خواستار توقف تولید باربی و 29 درصد خواستار ادامه حضور آن در اسباب بازی فروشی ها شده اند.

در سال 1959 خانم روث هندلر، یکی از موسسین شرکت Mattel، که دختری به اسم باربارا داشت، عروسکی ابداع کرد که نامش «باربی» شد. در همان زمان این عروسک در نمایشگاه «اسباب بازی آمریکایی» در نیویورک معرفی شد.

قرار بود که این اسباب بازی به عروسک مد برای نوجوانان تبدیل شود. اما در نمایشگاه نیویورک، فروشندگان اسباب بازی باربی را به چشم یک عروسک مشتری پسند و محبوب ندیدند. پس از استقبال بی نظیر دخترها از این عروسک بود که باربی معروف و معروف تر شد و کار به جایی رسید که سال ها طول کشید تا Mattle ظرفیت تولیدش را به تقاضای بازار برساند.

با ورود باربی به بازار، صنعت اسباب بازی شاهد یکی از کم نظیر ترین فروش هایش بود. چنان که در همان سال اول 351 هزار عروسک باربی که هر کدام 3 دلار قیمت داشتند به فروش رفت.

یک مانکن همه‌چیز تمام
شمایل اولیه این مانکن عروسکی، یک خانم جوان قد بلند با پاها و دست های کشیده و البته اندامی بی نظیر بود. علاوه بر این موهای بلوند و دم اسبی، لباس شنای راه راه، کفش های جلو باز، عینک آفتابی و گوشواره ظاهری جذاب تر به باربی می داد.

خانم هندلر با الهام گرفتن از عروسک آلمانی «بیلد لیلی» دست به خلق این شخصیت زد. گفته می شود که این عروسک آلمانی شخصیت کمیک های پورنوگرافی آن زمان بوده است.

جفت باربی هم وقتی در 1960 به دنیای اسباب بازی های آمد، به اسم پسر خانم هندلر «کن» یا «کن کارسون» نام گذاری شد. اولین باربی با پاهای تاشو در سال 1965 آمد.

«فرنسی»، به عنوان اولین عروسک آفریقایی - آمریکایی باربی در 1967 به بازار آمد که به جز رنگ پوست هیچ تفاوتی با باربی سفید نداشت. به همین دلیل عموما «کریستی» را که در 1968 معرفی شد، نخستین عروس آفریقایی - آمریکایی باربی می دانند.

باربی هیسپانیک هم در 1980 وارد اسباب بازی فروشی ها شد.

باربی طی 50 سال به صد ها لباس و شخصیت در آمده است؛ از مادر، معلم، پزشک، نوازنده، ورزشکار، خلبان، ملوان، تا حتی متکدی و دزد.

حتی سر نخ بعضی از شخصیت های این عروس به عالم سیاست و مقتضیات آن رسید، مثل جنگ سرد، جنگ ویتنام، اخیرا یونیفورم نیروهای ضد تروریستی بعد از 11 سپتامبر و یونیفورم نظامی متناسب با جنگ عراق. رقیب اصلی باربی، چهار عروسک براتز هستند که در سال 2001 وارد بازار شدند.

باربی که یکی از مسن ترین اسباب بازی های آمریکایی است، طی  50 سال حیاتش موضوع بسیاری از مباحثات و حتی درگیری های قضایی بوده است. این عروسک مد پوش به الگویی برای پوشاک و حتی نحوه زندگی برخی دختران تبدیل شده است.

اندام غیرواقعی و رژیم‌های جان‌فرسا
قدیمی ترین، عمده ترین و البته جالب ترین انتقاد نسبت به باربی موضوع اندام غیر واقعی این عروسک است. دلیل این انتقاد خطری است که خانم های مصمم به داشتن چنین اندامی را تهدید می کند؛ رژیم غذایی سنگین که سلامت آنها را در خطر قرار می‌دهد!

قد استاندارد این عروسک 5/11 اینچ است که در مقیاس 1 به6 ، معادل 5 فوت و 9 اینچ می شود. ابعاد دیگر او در همین مقیاس از بالا به پایین 36، 18 و33 است که طبق نظر چنین بدنی کارشناسان 17 تا 22 درصد کمبود چربی دارد.

به این ترتیب در 1997 Mattle طراحی باربی را تغییر داد و دور کمر آن را کمی زیاد کرد. این شرکت پس از اعمال این تغییر اعلام کرد که باربی اکنون برای طراحی مد روز مناسب تر شده است.

با این وجود جالب است بدانید که به گفته محققان احتمال اینکه کسی بتواند به اندام باربی دست پیدا کند، یک در صد هزار است!

در کشورهای اسلامی البته هر از گاه مخالفت‌هایی با این عروسک که یک نماد آمریکایی محسوب می‌شود بوجود آمده. در سال 2003 عربستان سعودی با اعلام این که این عروسک با ارزش های اسلامی سازگار نیست، فروش آن را ممنوع کرد. یکی از مرکز امر به معروف و نهی از منکر این کشور باربی را «عروسکی یهودی» خواند که با لباس های شرم آور و اندامی نامناسب، به همراه لوازمی که نماد فساد و انحراف تمدن غربی عرضه می شود.

کشورهای اسلامی دیگر هم واکنش هایی نسبت به این نماد کودکانه غربی، واکنش هایی داشته اند که در برخی موارد وجه عملی هم پیدا کرده است؛ نظیر تولید «فولا» عروسک اسلامی و دارا و سارای ایرانی.

در جولای 1992، Mattel باربی سخن گو را هم به بازار عرضه کرد. 270 جمله برای عروسک های سخن گو در نظر گرفته شده بود که از آن تعداد هر عروسک 4 جمله را می گفت. از میان این تعداد جمله 5/1 درصد به موضوع انتقادات انجمن آمریکایی «زنان دانشگاهی» به این عروسک تبدیل شد، و باعث آن شد که Mattel در اکتبر همان سال توقف سخنرانی باربی را اعلام کند!

در مارس 2000 داستان هایی شایع شد درباره اینکه وینیل سختی که در باربی های اولیه استفاده می شده، حاوی مواد سمی اند و جان کودکان را تهدید می کنند. که البته این شایعه از سوی متخصصین رد شد.

باربی یعنی کودن؛ یعنی کوته‌فکر
جالب است بدانید کلمه «باربی» گاهی به عنوان یک اصطلاح عامیانه و شاید بی ادبی، به دختر یا زنی اطلاق می شود که احمق و کوته فکر است. اما همین باربی ابله که در چهره و اندام ایده آل بود، با آمدنش تبدیل به رویای دختران و زنان جوان شد. چنان که در 50 سال حیاتش، حتی سبب پدید آمدن یک سندرم شده است؛ «سندرم باربی». این اصطلاح برای توصیف تمایل وافر به داشتن شمایل ظاهری و شیوه زندگی این عروسک به کار می رود. این سندرم عموما در دختران تازه بالغ و نوجوان دیده می شود ولی می تواند در هر سنی بروز پیدا کند.

اما در آستانه 50 سالگی باربی، چرا عده زیادی به برچیده شدن تولید آن و عده دیگر به بقای آن اعتقاد دارند؟

برخی صاحب نظران باربی را برای دختران دارای استقلال فکری یک اسباب بازی افسانه ای می دانند. این گروه که تفکرات فمنیستی دارند، چند دلیل برای نظرشان بیان می کنند. یکی این که تنها این اسباب بازی است که دختران با برادرانشان در استفاده از آن شریک نمی شوند. البته آنها عارضه این مزیت را حسادت پسران می دانند که در خراب کردن عروسک خواهرشان یا تهدید به این کار نمایان می شود.

یکی دیگر از دلایل مورد اشاره این گروه، قیمت مناسب عروسک است، البته به شرط آن که از لوازم جانبی چشم پوشی شود. آنها عقیده دارند که نقش های گوناگون و لباس های رنگارنگ باربی به کودک اجازه می دهد تا ذهنش را آزاد کند و عروسکش را در هر کاری بگمارد. دختران با باربی در خیالات خود زندگی می کنند، و این مزیت از باربی یک ابزار روان شناسی عالی برای کمک به روان آنها می سازد. با این حال این گروه از این که باربی را در شخصیت زن خانه داری ببینند که از ترس تعظیم می کند، یا مورد تحکم و تهدید قرار می گیرد، ابراز انزجار می کنند!

در مقابل برخی از منتقدین باربی، آن را نه مایه افتخار خالقان، که با توجه به الهام گیری از یک عروسک پورنوگرافی آلمانی (لیلی) آن را مایه شرم می دانند. آنها باور دارند که با توجه به الگوبرداری زوج ها ازباربی و کن، این دو عروسک سبب قطبی و جدا شدن نقش دو جنس بشر در جامعه می شوند.

آنها به این مسئله اشاره می کنند که اقدامات بازاریابی برای باربی تا آنجا پیش رفته که از آن در حوزه امور بالینی هم بهره گیری می شود. برای مثال از باربی برای آموزش جنسی دختران در سن رشد، و حتی کمک به آنها در یافتن مردشان استفاده می شود.

مجموعه این اقدامات باعث شد تا جنبشی برعلیه باربی از سال 1972 شکل بگیرد که تولیدکنندگان این عروسک را به ترغیب دختران به مانکن بودن و تبدیل شدن به یک ابزار جنسی متهم می‌کنند

[+] نوشته شده توسط " * IRANIAN EMO AGENT *ALI EMO TAJ " ™ در 11:29 قبل از ظهر | |

گزارش تصویری از کارگاه تولید موشک های دست ساز در نوار غزه

در شرایطی که ارتش اسرائیل از سوی بزرگترین کمپانی های تسلیحاتی جهان به آخرین سلاح های روز مجهز می شود ، مردم فلسطین برای مبارزه با این ارتش که جزو 5 ارتش برتر جهان به لحاظ غنای تسلیحاتی است ، از موشک های دست ساز - که مدرن ترین سلاح شان محسوب می شود - استفاده می کنند.
گزارش تصویری زیر را اشپیگل از یکی از کارگاه های تولیدی این موشک ها که به "قسام" معروف اند ، تهیه کرده است.
در محلی در شمال غزه ، مردان جوان در حال ساخت شبانه انواع موشک های "قسام" هستند.
راکت ها در سایزهای مختلف تولید می شند. بزرگترین ( و سنگین ترین )آنها می تواند مسافتی معادل 9 کیلومتر را بپیماید.

ماده منفجره: کلاهک با TNT پر می شود.
به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط " * IRANIAN EMO AGENT *ALI EMO TAJ " ™ در 11:27 قبل از ظهر | |

اصطلاحات آبادانی !!!

پليت باز = بازي با سر نوشابه و سنگ
پريمس (پريموس) = وسيله اي كه براي پخت غذا استفاده ميشد ( گاز پيك نيكي )
پایدان = ركاب دو چرخه چرخ
پمپوس يا پمپوز = پمپ استيشن
پليت =فلز یا قطعات فلزی
پاسورك = بادام
پاكريا = نام استخر كارمندي تانكي دو
پين = سوزن ته گرد
پيپ = شيلنگ آب
تماته = گوجه
تكنيكال = دانشكده نفت
ترنينگ = كارآموزي
تيمپو = ضرب موسيقی
تكه بازي = نام بازي بود كه دخترها بازي ميكردن ( لي لي )
جفت كردن = يعني طرف از ترس جا زد
جاشو = كارگر كشتي (ملوان)
جام = شيشه
جسر = پل بهمنشير
جورج يوناني = نام عكاسي كه ارمني بود
جالي = فنس

باقی اصطلاحات در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط " * IRANIAN EMO AGENT *ALI EMO TAJ " ™ در 9:19 بعد از ظهر | |

:: آهنگ جنگزده ها از دامون و فيدوس (TAHA MUSIC 0631)

 

آهنگ جنگزده ها که به نظر من بهترین کار طاها موزیک هست که تا به حال

 

 از این گروه پخش شده. خواندن و آهنگسازی این کار با دامون و فیدوسه.

 

 پیشنهاد میکنم حتماً دانلود کنید.

 

 

کیفیت ۱۲۸                                 Jang zadeha - Taha Music Abadan - 0631.mp3

 


[+] نوشته شده توسط " * IRANIAN EMO AGENT *ALI EMO TAJ " ™ در 11:48 قبل از ظهر | |

لاشی بازی D-: ! !

[+] نوشته شده توسط " * IRANIAN EMO AGENT *ALI EMO TAJ " ™ در 12:6 بعد از ظهر | |

:: مطالب پيشين

IN SITE ( ☆★ I ♥ BOYS ABADAN ★☆ ) RO SAFE KHOONEGIT KON !